شنیدن فارسی و لبخونی انگلیسی!
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۱ : توسط : یه دختری هستم که از دید مردم خارجکی هستم تا ایرانی!

چقدر سخته شنیدن ؟!!! خیلی برام سخته که از پشت سر بفهمم که چی می گویند و چی ادا می کنند و از همه مهمتر صدای دوفرد مثل دو زن را تشخیص بدهم این کارها برام اعمال شاقه هست ! حاضرم صد صفحه کتاب فلسفه بخونم ولی شنیدن را نه!

اولشه ! مقاومت زیادی در بدنم و مغز هس ناخودآگاه میخوان لبخونی کنن و حس لامسه ام را در جهت لبخونی به کار ببرن! اصلاً نباید دس گوینده به من بخوره یا رودرو با یک روزنامه جلو دهان ، اصلا فایده نداره؛ فقط یه راه که پشتمو بکنم به گوینده! وقتی می شنوم ناخودآگاه یه چشم باز میشه و یک دیگه بسته هس که هم بشنوم هم لبخونی کنم!

فعلاً امروز 10 لغت یاد گرفتم از پشت سر تشخیص بدهم.

 

امروز دومین جلسه کلاس زبان بود ، خداراشکر جا افتادم و تا حدودی مطالب زبان دستگیرم شد ! امیدوار شدم !

 

خداراشکر اینجا خلوته و کسی نمیاد بخونه ! اینجوری آرامش هس توی خونهلبخند

 


 
اولین جلسات مهم سرنوشت ساز
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠ : توسط : یه دختری هستم که از دید مردم خارجکی هستم تا ایرانی!

 

امروز اولین جلسه کلاس تربیت شنیداری بود که بعد از جستجو در اینترنت جهت پیدا کردن یک مرکز معتبر و پس از دوهفته بهم وقت دادند تا در آنجا آموزش ببینم .

لازم به توضیح است کسانی که شنوایی کم دارند بایستی اون صداها ها برای مغزشون تعریف بشه تا بتوانند به خوبی پاسخ و عکس العمل نشان بدهند . معمولاً پس از تهیه سمعک این امر میسر است البته به باقیمانده شنوایی شان  نیز بستگی داره .

 نسل های جدیدی از سمعک های دیجیتالی وارد بازار ایران شده است که بسیار مفید هست که باعث میشه بتوانند به خوبی تن صداهاشونو کنترل کنند .

سمعک های قدیمی خیلی گوشخراش بودند که این امر باعث میشد اصلاً دنبال بهبود شنواییمون نباشیم! به هرحال بعد از جستجو در اینترنت برای خرید سمعک، دنبال این افتادم که ببینم با اون باقیمانده شنوایی چه کاری می تونم بکنم به خصوص الان که درسم تموم شده است .

همه گفتن دیگه فایده نداره ! سنت گذشته و از این حرفها ... قانعشون کردم که ضرری نداره  فوقش تلاشمو می کنم . مثلاً اون مرکز مخصوص بچه های پیش دبستانی به پایین بود! حالا با کوچولوها سروکار دارم شایدم در حد همکلاسیشون!

اولین جلسه ام ، در حالی که تموم شد که مددکار انتظار نداشت به خوبی به صداها در حد جلسه اول پاسخ بدهم باتوجه به اون شرایط و باقیمانده شنوایی .خداراشکر که سلول های شنوایی تنبل نشدن!

 

امروز هم اولین جلسه کلاس زبان در یک مکان عمومی  بود !زیاد لذت نبردم ؛ می خواستم بپرم جلو بچه ها و بگم بهشون که لطفاً آرومتر و واضحتر و با سر بالا حرف بزنید که نمیشد ! مثلاً باید تمرین کنم در حالات مختلف زبان را لبخونی کنم !

حالا ببینم جلسات بعد زبانم چطور پیش میره؟!!

خیلی خوبه اینجوری که مسلط باشی برخودت و فکر کنی سرکلاس دانشگاه های اروپا یا سمینار یا جایی هستی ! اما اونقدر لبخونی فارسی حتی از پشت سر ، مثل آب خوردن برام راحته که زبان اشکمو درمیاره!

 

پ.ن : چیزی که انگیزه برای به دست آوردن شنوایی ام را تقویت کرده است ؛ جدای از این که واقعاً لازم داشتم که کمی بشنوم و لذت ببرم از شنیدن و آروم بشم. اکثر ناشنواها میان جلوم ، پز میدن به اون یه ذره مثقال شنوایی شون ! حالا خوبه اکثر شنواها چه تاجی به سرشون زدن ! به علاوه یه چیز دیگه ، روی پسرهای ناشنوا و نیمه شنوا کم کنم ! که هی پز میدن بهم من می شنوم ! مخصوصاً اونهایی که میان خواستگاریم! خدا رحم کرده که باقیمانده شنوایی شون مث منه! سمعک دربیارن ؛ هیچ! تازه لبخونی شون هم افتضاحه!

به هر حال هر کسی که نیاز به کمک راجع به شنوایی اش داره به اون گوشه بلاگ ستون سمت راست  میل بزنه تا در حد توانم بهش کمک کنم .