جوینده و خواستن !
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۸ : توسط : یه دختری هستم که از دید مردم خارجکی هستم تا ایرانی!

بعد از سه سال کلاس زبان خصوصی رفتن همراه با سرکار و دانشگاه ، بعد از  پایه کار که شامل فونتیک و آواشناسی بود، استاد زبان بهم گفت حالا وقت  سر کلاس زبان رفتن در میان بچه های شنوا و انگلیسی گوش دادن و لب خوانی سریع تو، فرا رسیده است . باهم قرار و مدار گذاشتیم که یک آموزشگاه زبان را بهم معرفی کند تا در آنجا آزمون ورودی و مصاحبه بدهم .

 

وقتی که وارد آموزشگاه شدم دیدم این همون آموزشگاه هس که سه سال پیش باهام برخورد بدی کردن مخصوصاً یه خانومه ، وقتی که بهم گفته بود که آیا میتونی زبان بخونی و یادبگیری ؟! با اون لحن زننده اش ؛ انگار عقب مانده هستم ... خیلی بهم برخورد ، مثلاً اون زمانی بود که تازه قبول شده بودم برا ارشد ! ولی خب به نفعم بود که از پایه شروع کنم.


نمی دونم اصلاً دلشوره اضطراب و اینها نداشتم تازه نصف کتاب زبان را نخونده بودم عمداً! کلی باهام مصاحبه کردن به طور کامل انگلیسی،بعضی جاهاش که متوجه نمی شدم درخواست تکرار سوال را می کردم .

 

به هرحال محترمانه و از روی اجبار منو پذیرفتن همراه با  مجوز ثبت نام  که از همون سطح که داشتم می خوندم، شروع کنم. یه نکته جالب ،  تو مصاحبه دقت کردم که دارم انگلیسی فکر می کنم! خیلی خوشم اومد که اون خواب های انگلیسیم تعبیر شد کمی تا قسمتی اش!

 

واقعاً الان خستگی ام در اومد زمانی که  به مدت 5 سال ، دنبال یه کلاس زبان ویژه شرایط خودم بودم! که نمی دونستند چطوری آموزش بدهند !حتی اون استاد دانشگاه تربیت معلم برگشت بهم گفت موندم که تو چطوری فارسی را یاد گرفتی که بخواهی زبان دوم را شروع کنی حالا بماند مثلا استاد فنون تدریس بود وآمریکا درس خونده بود!

 

بالاخره اون فرشته خانوم و چند نفراز همکاراش،  از اینترنت روش های تدریس زبان انگلیسی ویژه ، جستجو کردند سپس بر روی من پیاده نمودند! خیلی سخته یاد گرفتن  زبان انگلیسی بدون شنیدن ؛ لب خوانی اش وحشتناک، سخت تر از فارسی هس!

 

خداراشکرکه بهم فهموندی ؛ جوینده، یابنده هس و خواستن توانستن!

 

به قول استادم ، خدا پدر اینترنت  بیامرزه که میشه اطلاعات را جستجو نمود ؛ولی الان که محدودیتش بیشتر شده متاسفانه! شامل ت.ح.ری.م ایران ، ف.ی.ل.ت.ر ، سرعت پایین و ... خودتون بهتر از من میدونید.

 


 
خواب‌های خارجکی !
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٦ : توسط : یه دختری هستم که از دید مردم خارجکی هستم تا ایرانی!

خیلی جالبه‌ها ! دیشب در اوج کاری که با بلاگم داشتم و میخواستم اینجارو درست کنم تا ۴.۵ صبح طول کشید . خوابیدم تا ساعت ٩ صبح.

ولی چیزی که برام جالب بود به هیچی فکر نمی‌کردم جز این بلاگ ! حالا تو خواب داریم روون و با لذت انگلیسی حرف میزنیم با دیگران !  و فضاش اصلا فضای ایران و حجاب و مجاب نیس تازه دو زبانه حرف میزنم با یکی فارسی ولی با دیگری انگلیسی ! این بار اول و آخر نیس !

خیلی کیف میده این خواب انگلیسی، مخصوصاً وقتی تو ایران باشی و با کسی اصلاً حرف نزنی خارجکی ! فقط هفته‌ای سه ساعت کلاس زبان اونم با معلم !

 

پ.ن : چرا اینقدر سنگ موسوی میزنید به سینه‌اتون !

موسوی هنری هس و نمیشه روی هنری‌های  جماعت حساب کرد و براساس برنامه دقیق و نظم و منطقی پیش برن ! تعارف ندارم ها؛ مثلاً خودمم هنری هستم ولی به این جماعت اعتماد ندارم ! 

ریس جمهور شدن به یک متخصص با سیاست و مشاورهای حرفه‌ای و باسواد و هدفمند نیاز داره ! بیشتر تحقیق کنید لطفاً.

به کروبی رای میدم درسته آخونده ولی گاهی از آدمهای معمولی بهترن ! این انتخاب اول و آخرمه !

 

بعد نوشت : خداراشکر اون بحران یک هفته‌ای را پشت سر گذاشتم و برخلاف تصورم اصلاً اونطور که فکرشو میکردم ناراحت و افسرده بشم نشدم ! خداراشکر الان دوستان خوبی دارم و اطرافم پر از آدم‌های خوب و مهربان هس! و الانم شادم خداراشکر که اومدم اینجا دنج و خلوت قلب